اقتصاد تسامح!
((آنچه ما آن را مردم می خوانیم به واقع نه یک سوژه ی متحد بلکه، برعکس، در حکم نوعی نوسان دیالکتیکی میان دو قطب متضاد بود:از یک سو، مردم در مقابل یک کل، در مقام یک بدنه سیاسی یک پارچه ،و از سوی دیگر ،مردم در مقام یک زیر مجموعه ،در مقام کثرت از هم گسیخته ی بدن های مسکین و مطرود...))جورجیو آگامبن
مفروضات رابینسونی:
1-شاکله ای نوآئین از مساعی هماهنگ در جهت اینهمانی سود و برابری<همکاری استراتژیک مهندسی اقتصادی راست و آمال آرمانی چپ>=خط سومی انتزاعی از دولت حداقلی و دولت فراگیر اقتدارگرا
2-تاویل و در غایت استقرار سامانه ای از عدالت ،که صور کمی و جوهری کیفی عدل را یکجا در خود جای می دهد.
2:الف:شراکت مردم فارق از تمایزات طبقاتی در سود.
2:ب:تعلق سود کمتر به افراد یا اقشار پردرآمد و سود بیشتر به اقشار کم درآمد.
عملیات رابین هودی:
1-از بی نیازان درخواست می شود ،در صورت بی نیازی لطف کنند و فرم پر نکنند.<بنابراین با کمکهای بی چشم داشت صاحبان ثروت ،مردم به جهانی آباد و مهیای دوستی عامل و عمله نزدیک می گردند.>
2-الف:تاکید شفاهی و رسانه ای بر اشتباهات بعضی مسئولان که باعث شده تا عده معدودی سود بیشتر به جیب بزنند و عده بیشتری عایدی ناچیزی داشته باشند.
2-ب:تهدید آن عده مرکانتیلیست و بورژوای معدود ،به اینکه نامشان را فاش ،پولها را ضبط و به صاحبان اصلی مرجوع خواهد شد.